|
موسیقی محلی مازندران

محدوده ی جغرافیای موسیقی مازندران علاوه بر استان مازندران نواحی دیگری را که از نظر تقسیمات کشوری در استان های همجوار این استان قرار دارند نیز در بر می گیرد . به این ترتیب بخش عمده ای از ساکنان دو سوی رشته کوههای البرز از موسیقی مازندرانی بهره می جویند. این گستره که خود یکی از پر تعداد ترین مناطق قومی کشور به شمار می آید از نظر موسیقی نیز بسیار متنوع وگوناگون است . علت این تنوع وگوناگونی را می توان مهاجرت یا کوچ اجباری بسیاری از اقوام در قرن های بسیار دور به مازندران و نیز تاثیر فرهنگهای هم جوار دانست. 
چاروا داران مازندرانی همراه با نقل و انتقال کالا ، موسیقی مازندرانی را به مناطق هم جوار و موسیقی مناطق را به مازندران منتقل می کرده اند . موسیقی مناطق هم جوار مازندران مانند: موسیقی خراسانی ، ترکمنی و گیلکی به خاطر احساسات مشترک ملی و قومی و شباهت های مضمونی ، تاثیر عمده ای بر موسیقی مازندران گذاشته است. موسیقی ترکمنی با وجود تفاوت های آشکار خود با موسیقی مازندران تاثیر بسیاری به ویژه بر موسیقی شرق مازندران گذاشته است. با توجه به آنچه ذکر شده موسیقی مازندران را می توان به چند بخش جداگانه تقسیم کرد . این چند بخش با وجود داشتن وجوه نسبتا مشترک تفاوت های محسوسی نیز با هم دارند که به اختصار به بخشی از آن می پردازیم: 1. موسیقی شرق مازندران ( از کرد کوی تا میان دورود ساری )
2. موسیقی غرب مازندران (از دو سوی رود خانه ی چالوس تا د و سوی رودخانه نشتا ) 3. موسیقی مرکزی مازندران (موسیقی اصیل تبری ) 4. موسیقی گداری ( نوعی از موسیقی شرق مازندران به مرکزیت قنبر آباد بهشهر) 5. موسیقی علی آباد کتول ( شرقی ترین ناحیه ی تبری زبان مازندران مربوط به بلوک استر آباد به مرکزیت پیچک محله ) تذکر : علی آباد کتول در تقسیمات جدید کشوری در استان گلستان قرار گرفته است . 1. موسیقی شرق مازندران : امروزه از میان دورود ساری تا کوهپایه های تبری زبان گرگان جریان دارد این موسیقی علاوه بر موسیقی نواحی مرکزی و غربی مازندران با موسیقی کتولی ، ترکمنی و تا حدودی موسیقی خراسانی نیز ارتباط دارد. قوم گدار نقش عمده ای در تکوین و تکمیل این موسیقی ایفا کرده است . موسیقی شرق مازندران بر مبنای چند مقام اصلی شکل گرفته است که رایجترین آن مجموعه ی هرایی ( منظومه ی هرایی ) یا مجموعه ی چند مقام است که با عنوان هرایی متشکل شده است. این منظومه که ریشه در موسیقی ترکمنی و موسیقی شمال خراسان دارد با تاثیرپذیری از برخی ویژ گیهای موسیقی کتولی که آن نیز آمیزه ای از چند فرهنگ موسیقاییست با دو سبک یا شیوه ی اصلی یعنی هرایی کتولی و هرایی قنبر آبادی اجرا می شود. این منظومه دارای شاخه های متعدد و تعداد قابل توجهی ریز مقام و ترانه است. سبک هرایی قنبر آبادی بیشتر مربوط به نوازندگان گدار و شیوه ی هرایی کتولی بیشتر متاثراز نوازندگان غیر گداراست. موسیقی امروز شرق مازندران حاصل روایت های استادان گدار و غیر گدار است. علاوه بر منظومه ی مفصل هرایی می توان ازکتول ، مسکین ، طالبا، کنار شهری ها و... نام برد ، که از مهمترین آهنگ های این منطقه محسوب می شود. لاره ، توتون جاری ، نیره جان ، نرگس بانو ، عمی دترجان و... از آهنگ ها وریز مقام های این منطقه اند . امیری ، حقانی ، نجما اگر چه مربوط به نواحی مرکزی مازندران هستند اما در شرق مازندران نیز رواج دارند .
عنوان هرایی ارتباط این مجموعه را با مقام « هرای » در شمال خراسان و شیوه ی اجرایی ، ارتباط آن را با موسیقی ترکمنی تا حدودی روشن می کند . دراین نقل وانتقال که از صافی موسیقی منطقه ی کتول نیز گذشته است تاثیر موسیقی کتولی را بر این منظومه تا اندازه ای می توان مشاهده نمود ، مرحله ی نهایی این تکوین و تکامل با انطباق این منظومه با ویژگی های موسیقی شرق مازندران پایان می گیرد . 
حاصل این آمیختگی پیدایش منظومه ای زیبا و مهم است که با فاصله گیری درست از موسیقی شمال شرق خراسان و موسیقی ترکمنی به بیان ویژه ای در موسیقی شرق مازندران دست یافته است و امروزه مقام مازندرانی به شمارمی رود . به جز هنرمندان گدار، هنرمندان دیگری مانند حاج محمد حسین خلیلی و سید علی اصغرجویباری نیز در پرورش موسیقی شرق مازندران سهم داشته اند . هنرمندان قوم گدار علاوه بر نقش مهمی که در تکوین و تکامل موسیقی شرق مازندران داشته اند روایت گر شیوه ای منحصر به فرد در موسیقی شرق مازندران نیز بوده اند که ما آن را ( روایت های گداری از موسیقی شرق مازندران ) می نامیم. گدارها تیره ای از خنیا گران هندی الاصل هستند که در برخی از نقاط مازندران بویژه نواحی شرق این استان پراکنده اند . ظاهرا مهاجرت و استقرار این قوم در مازندران در دوره های مختلف تاریخی شکل گرفته است . منابع تاریخی بر سه چیز یعنی هندی الاصل بودن آنها ، کوچ اجباری و خنیا گری آنان اتفاق نظر دارند . گدارها امروزه به عنوان اقلیت غیر رسمی و ادغام یافته در فرهنگ مازندران می باشند که جمعیتی بالغ بر 30 هزار نفر را شامل می شوند که عمدتا در روستاهای حد فاصل بهشهر وگرگان تا فاضل آباد کتول گرد آمده اند . گدارها به دلیل نوع پیشه و مهارت در خنیا گری تاثیر قاطعی بر موسیقی شرق مازندران به جا گذاشته اند مثل : انتقال برخی از ویژگی های موسیقی ترکمن صحرای شمال خراسان و منطقه ی کتول به نواحی شرق مازندران ، انتقال برخی از سازها مانند دوتار و کمانچه از موسیقی ترکمنی و شمال خراسان به نواحی شرق مازندران ، انتقال ویژگی های موسیقی برخی از قوم های دیگر و نیز برخی ازسازها مانند تمبک و دایره به نواحی شرق مازندران . تاثیر زیبا شناسی قوم گدار بر موسیقی مازندران و همچنین حفظ بسیاری از ویژگی های اصلی موسیقی شرق مازندران می باشد. اجرای تحریرهای لبی یکی از ویژگی ها و روایت های گداری است ، در واقع هر خواننده ای که تحریرها را با لب اجرا نماید می توان گفت که گداری است. سازهای متداول در موسیقی شرق مازندران عبارت اند از : کمانچه ، دوتار ، سرنا ، دهیل ( دهل ) ، تمبک و دایره .
کمانچه از مهمترین سازهای این منطقه است و از عمده ترین سازها در همراهی با آواز به شمار می آید. بیشتر نوازندگان کمانچه در شرق مازندران از طایفه ی گدار بوده و شیوه ی کمانچه نوازی گدارها تا حدود زیادی تاثیر گذار وتاثیر پذیر در مناطق هم جوار شرق مازندران بوده است. 2. موسیقی غرب مازندران : مناطق غربی مازندران ( از چالوس تا غرب نشتارود ) به دلیل همسایگی با مناطق شرقی گیلان محل برخورد و ادغام دو فرهنگ بوده که موسیقی این منطقه ترکیبی از ویژگی های موسیقی نواحی شرقی گیلان مانند دیلمان ، اشکور و نواحی مرکزی مازندران است . در این منطقه هیچ نشانه ای از موسیقی مازندران شرقی و موسیقی گداری به چشم نمی خورد. آمیختگی میان دو فرهنگ یاد شده را در این منطقه به جز موسیقی در زبان و گویش و دیگر آداب ورسوم نیز می توان مشاهده کرد . از یک سو بسیاری از مقام ها و نغمه های مناطق مرکزی مازندران مانند امیری و طالبا و... با پذیرفتن تغییراتی که ناشی از تاثیر موسیقی شرق گیلان است حضور دارند و از سوی دیگر ، منظومه ها و سوت های مناطق مرکزی و شرقی مازندران جای خود را به منظومه هایی چون : عزیز ونگار ، سفوری ، کاکویی و... می سپارند . ریز مقام های مناطق مرکزی مازندران نیز با پذیرفتن تغییراتی چند و با داشتن کیفیات دو گانه ای از موسیقی مازندران مرکزی وگیلان شرقی درغرب مازندران رواج دارند . در منطقه ی دو هزار در مازندران غربی با نواهای چوپانی بسیاری که اغلب ، نام اصلیشان فراموش شده مواجه می شویم که شباهت های زیادی به مقام هایی چون : گله ر بردن و میش حال در مناطق مرکزی مازندران ، دارند . برخی نغمه های مربوط به سرنا نیز به برخی قطعات مازندران مرکزی مانند: روونی ، یک چوبه و... شباهت دارند و این در حالی است که برخی نغمه های چوپانی شرق گیلان مانند: گوسن دخان و... با تغییراتی درمازندران غربی شنیده می شوند . در موسیقی مجالس شادمانی و عروسی نیز که با دهل و سرنا اجرا می شوند با قطعه های وام گرفته از گیلان مانند: ورزاجنگ ، پهلوانی ، قاسم آبادی و... مواجه می شویم . دراین منطقه طوایفی از کردهای افشار ، لک ها و نیز گدارها حضور دارند که از نظر فرهنگی تاثیر قابل توجهی برجای نگذاشته اند در این میان نوازندگان و خوانندگان کرد حضور فعالتری نسبت به دیگر طوایف مهاجر دارند.
کردهای افشار ظاهرا از کرمانشاهان به غرب مازندران مهاجرت کرده و کوچانده شده اند و هنوز هم به زبان کردی سخن می گویند . اجرا کنندگان موسیقی طوایف کرد هم روایت گر موسیقی غرب مازندران هستند و هم روایت گر موسیقی کردی . سازهای رایج در غرب مازندران عبارتند از : له له وا ( نی چوپانی ) ، سرنا ، دهل ، گوکل ( بوق شاخی منسوخ شده ) و در گذشته تا حدودی دایره و کمانچه نیز بوده است . 3. موسیقی مناطق مرکزی مازندران : 
موسیقی مناطق گسترده ای از کوهستان های مازندران از هزار جریب تا دماوند و جلگه ها ی میان ساری تا چالوس بر پایه ی اصیل ترین و کهنترین مقام و قطعه های چوپانی شکل گرفته است . به عبارتی نبض موسیقی مازندران را می توان در ارتفاعات و دامنه های بخش های مرکزی آن جستجو کرد . نغمه های این منطقه که بیشترشان با فواصل تشکیل دهنده ی شور و دشتی قابل مقایسه اند در سرتاسر روستاها و دهستانهای محدوده ی یاد شده درحد تغییر لهجه ی زبان تبری دیده می شوند این موسیقی اگر چه در مناطق کوهستانی حوزه ی یاد شده به خاطر صعب العبور بودن این مناطق کمتر دستخوش تغییر و دگرگونی شده اما در مناطق جلگه ای به خاطر تراکم بیشترجمعیت و ارتباط های گسترده با اقوام و فرهنگ های دیگر، تغییرات چندی را در حوزه های ریتم ، فاصله و شیوه های اجرایی پذیرفته است . محور اصلی موسیقی مناطق مرکزی مازندران، پنج مقام آوازی ، کهن سال تبری بلند ، تبری کوتاه ، کتولی بلند ، کتولی کوتاه ( کل حال ) و میون کتولی از یک سو و بسیاری از قطعات سازی چوپانی از سوی دیگر است . بر محور این مقام های آوازی و سازی شبانی و موسیقی مراسمی پدید آمده و در مجموع اساس موسیقی آوازی و سازی مازندران مرکزی را تشکیل داده اند . از چند سده ی پیش موسیقی مذهبی به ویژه موسیقی تعزیه موجب دگرگونی قابل توجهی در موسیقی این منطقه و نیز شکل گیری تعدادی از آوازها ، منظومه ها و ریزمقام های سازی و آوازی شده است . مهاجرت گروه ها و خانوارهای صنعتگر درزی و رنگریز و سکونت آنها در مناطق کوهستانی نیز موجب شکل گیری تعدادی مقام و ریز مقام شده که بیشتر به موطن اصلی این مهاجرین تعلق دارند . این مهاجرتها البته با پذیرش بسیاری از ویژگی های موسیقی مازندران همراه بوده تا آنجا که کم کم موسیقی های مهاجر در موسیقی مازندران ادغام و بخشی از آن شده اند . در بخش موسیقی آوازی مازندران می توان از آوازها و مقام ها ی امیری ، کتولی ، حقانی و در بخش منظو مه ها می توان از طالبا ، نجما و... نام برد . سوت ها ، لالایی ها و آوازهای نوروزی نیز بخش های دیگری از موسیقی آوازی این منطقه اند . موسیقی سازی مناطق مرکزی مازندران را می توان به دو بخش تقسیم نمود : 1 .مقام ها و قطعه های اجرا شده با له له وا ( نی چوپانی ) از جمله : مش حال ، دنباله ی مش حال ، کمر سری ، چپون حال ، غریبی ، گله ر بردن ، شترحال ، زاری حال ، چراغ حال و...
2. مقام ها و قطعات اجرا شده با سرنا و دسر کوتن از جمله: پیش نوازی (سرنوازی) یک چوبه ، دو چوبه ، سه چوبه ، ترکمونی ، مشقی ، ریزو واریز، جلوداری ، روونی ، شروشور می باشد . در مناطق مختلف مازندران از سازهای دیگر چون نقاره ، چلک ، لاک ، لگن ، تشت سوچلای مازندران نیز مورد بهره برداری قرار می گیرد . |